

براي چت با من كليك كنيد
موقعیت روستای حداده: مراسم عروسی در روستای حداده : در این روستا زمانی که پسری توسط خود و یا با راهنمائی خانواده و یا خویشاوندان دختری را برای همسری در نظر گرفت پیغامی توسط پدر آن پسر به خانواده دختر می فرستند و چنانچه خانواده پسر معرفی شده را مناسب بدانند آنگاه با دختر در میان می گذارند و با راهنمائی پدر و مادر و اطلاعاتی که خود دختر از پسر دارد یا اطلاعاتی که جمع آوری می کند نظر خود را اعلام میکند و چنانچه دختر تمایل داشت که قبل از جواب دادن با پسر ساعتی را صحبت و از خصوصیات اخلاقی و دینی و ... او بیشتر بداند چنین اجازه ای به او داده می شود و چنانچه تمایل خود را با ازدواج به خواستگارش اعلام نماید سپس به خانواده پسر (داماد) بلامانع بودن خواستگاری آمدن ابلاغ می گردد. رسم عقد و عروسی در حداده : شب قبل از عروسی : در حدود ساعت 10 شب عروس را به همراه چند نفر از دوستان و بستگان و دو نو عروس که عموما" از دوستان و یا بستگان عروس و داماد میباشند و به آن دو نو عروس ساقدوش می گویند با همراهی دختران و زنان روستا با سلام و صلوات به حمام عمومی روستا می برند و و پس از شستن عروس لباس نو بر تن او می کنند و با دود کردن اسفند و فرستادن صلوات او را از حمام به بیرون می آورند و هر کدام از ساقدوشها در یکطرف او قرار می گیرند و دختزان و زنان اطراف او را احاطه کرده و با ساز و دف او را به خانه باز میگردانند و در خانه پدر عروس مقداری حنا درست کرده و بعضی از زنان و دختران مقداری از حنا را بر ناخن و یا کف دست می گذارند و تا نیمه شب به رقص و پایکوبی مشغول هستند./ روز عروسی : عروسی تقریبا" از ساعت سه بعد از ظهر شروع شده به این صورت که دوستان و آشنایان عروس با عروس به آرایشگاه میروند (شاید عروس را به شهر برای آرایش بیاورند و یا اینکه توسط آفرادی ماهر در منزل پدر عروس اقدام به آرایش عروس کنند ) و اما داماد به همراه دو ساقدوش که مشابهه ساقدوشهای عروس از دوستان و یا از بستگان که تازه داماد می باشند به همراه بستگان و جوانان و با مشایعت اهالی روستا که حتی بسیاری از زنان از پشت سر آنها را همراهی می کنند با ساز و دف به حمام روستا می برنند و داماد به همراه ساقدوشها و چند تن از دوستان او وارد حمام شده و در حین شستشوی داماد بقیه جوانان واهالی روستا در بیرون مشغول ساز و آواز می باشند تا اینکه شستشوی داماد تمام و بعد از پوشیدن کت و شلوار و آرایش کردن موهای داماد او را با صلوات و دود کردن اسفند از حمام خارج می کنند و ساقدوشها در دو طرف او قرار می گیرند . بعد از خارج شدن داماد از حمام پدر و مادر داماد او را می بوسند و برای فرزندشان رباعی می خوانند و بر سر اوپول و نقل می ریزند و در جلوی او گوسفند قربانی می کنند و به همین ترتیب دوستان و بستگان به نزدیک آمده و پس از بوسیدن و تبریک گفتن به داماد بر سر او پول می ریزند و در همین حال جوانان روستا پدر و بستگان نزدیک عروس و داماد را بر سر دست بلند می کنند و با گفتن شاهباش (شاد باش - شواش) تا زمانی که او هدیه ای را اعلام نکند بر زمین نمی گذارند که عموما" این هدایا شامل یک گوسفند و یا مبلغی پول میباشد که برای بزم و خوشگذرانی جوانان می باشد که غالبا"جوانان آنها را به داماد هدیه میکنند و در همین حال که این مراسم ادامه دارد پیرمردها با ذکر صلوات از جلو آرام آرام و خانمها از پشت سر آنها را همراهی و بسمت منزل پدر داماد که عموما"قسمت مردانه در آنجا هست میروند و در جلوی قسمت مردانه خانمها به منزل پدر عروس (زنانه) راهنمائی می شوند . در قسمت مردانه و زنانه یک میز با چند صندلی برای عروس و داماد و ساقدوشها تدارک دیده می شود و بر روی میز علاوه بر دسته گل مقداری شیرینی و میوه و... گذاشته می شود . مراسم عقد : بعد از اینکه داماد را از حمام به قسمت مردانه رساندن مهمانان را با پذیرائی و ساز و آواز سرگرم می کنند و داماد به دنبال عروس به محل آرایشگاه می رود و عروس را تا منزل پدر عروس (قسمت زنانه) مشایعت می کنند و در آن زمان عاقد با خواندن ایه مربوط آنها را به عقد هم در آورده و آنگاه داماد در اتاقی که عروس حضور دارد می رود و با به دست کردن حلقه به دست هم و عسل در دهان هم گذاشتن همدیگر را بوسیده و با همراهی خانمهای دیگر به قسمت زنانه می روند و با فریاد زدن هورا آمدن عروس و داماد را به دیگر خانمها اعلام می کنند و بعد از مدت کوتاهی ساقدوشهای داماد که در محل عقد حاضر بوده اند به همراه داماد به قسمت مردانه می روند و پس از ساعتی تماشا ی رقص و پایکوبی دیگران اگر داماد و یا ساقدوشهایش اهل رقص باشند اقدام به رقصیدن میکنند و این مراسم تا حدود ساعت نه شب ادامه دارد و بعد از آن نوبت پذرائی شام فرا میرسد و پس از صرف شام بجز بستگان درجه یک عروس و داماد بقیه مهمانان به منزل خود می روند و پس از آن بستگان درجه یک عروس و داماد به منزل پدر عروس (قسمت زنانه) رفته وداماد با گرفتن دست عروس و بسر کردن چادری سفید بر سر عروس و نگه داشتن آینه ای توسط برادر عروس یا یکی از محارم او در جلوی عروس با ذکر صلوات آنها را تا منزل داماد همراهی کرده و در جلوی منزل داماد پدر و مادر داماد برای عروس خود روباعی می گویند و بر سر عروس پول ریخته و به او خوش آمد می گویند و در جلوی پای عروسشان گوسفندی را قربانی می کنند و مهمانان را به داخل منزل دعوت می کنند و پس از دقایقی رقصیدن در منزل داماد . عروس و داماد را به حجله خانه راهنمائی کرده و بقیه مهمانان خدا حافظی کرده و به منزل خود بر می گردند./ مراسم روز سوم بعد از عروسی (سوممان) : اینهم چند تا عکس و خبر خوش به باغداران ساکن خارج از روستا در تاریخ ۱۱/۳/۸۶ گرفته شده و خوشبختانه تاکنون پسته ها آفت نگرفته فقط یاد آوری می شود از سم پاشی غافل نشوید./

روستای حداده در ۳۶ کیلومتری شرقی شهر دامغان و ۲۱ کیلومتری غربی شهر شاهرود و در استان سمنان در جنوب رشته کوه البرز واقع می باشد و روستاهای همجوار آن در ضلع غرب روستاهای کاته ملا و مومن آباد و عبدا..آباد واقع میباشد و در ضلع شرقی آن روستاهای قلعه حاجی و مراد آباد و راهنجان و دهملا و در ضلع شمالی آن جاده تهران مشهد و ضلع جنوبی آن به خط راه آهن و کویر مرکزی ایران
رسم خواستگاری در روستا :
پس از اعلام آمادگی خانواده دختر درتاریخ و ساعت مشخصی که از طرف خانواده پسر به اطلاع خانواده دختر رسیده پسر ( داماد ) به همراه پدر و مادر و چند تن از بزرگترهای فامیل با دسته گلی و جعبه شیرینی و چند تکه لباس برای عروس و خانواده او به منزل پدر دختر می روند و پس از در میان گذاشتن مقدار مهریه وقول وقرارهاو تاریخ و نحوه و مکان عقد و عروسی با صرف شربت و شیرینی به خواستگاری (بله برون) پایان می دهند ./
در این روستا عموما"زمان عقد و عروسی با هم در یک زمان به شکل زیر صورت می گیرد./
چند روز قبل از عروسی با ارسال کارت به بستگان عروس و داماد و همچنین چند تن از بزرگان و ریش سفیدهای روستاهای همجوارزمان و مکان عروسی را اعلام و آنها را به صرف شیرینی و شام دعوت می کنند و یک روز قبل از عروسی توسط بلند گو اهالی روستا را به جشن و صرف شیرینی و شام دعوت می کنند . /
معمولا" در عصر روز سوم بعد از عروسی دختران و خانمها جهت رویت جهیزیه عروس به منزل داماد دعوت می شوند و یکی از بستگان عروس یا داماد وسایلی را که عروس همراه آورده است را به دیگران نشان می دهد و در این بین معمولا"زنان با خود هدیه ای را به رسم یادبود می آورند و تقدیم عروس خانم می کنند و گاها" پول نقد پرداخت می کنند تا اگر چیزی در زندگی مشترک تازه عروس وداماد کم میباشد
توسط خودشان خریداری گردد. این هدایا شامل لوازم منزل و طلاجات می باشد و مبلغ نقدی نیز از حداقل 50000ریال تا2000000ریال یا بیشتر نیز هست و پس از آن با پذیرائی و صرف شربت و شیرینی
مجلس خاتمه پیدا میکنند ./
تولیدات باغات و زراعات این روستا تا قبل از حفر چاههای عمیق (تازمانی که آبیاری از قنات بود) حدود سالهای 1360 به قبل بسیار متنوع بود از جمله محصولات باغی انگور - انار - سیب - گلابی - توت -
انجیر - زردآلو - هلو - گیلاس - آلبالو - آلو سیاه و زرد -شلیل پسته - و از جمله محصولات زراعی گندم -
جو - پنبه - هندوانه - خربزه - هویج - پیاز - سیب زمینی - طالبی ./
متاسفانه از سال 1355 به بعد که شاهد حفر بی رویه چاهای عمیق در این روستا و روستاهای همجوار بوده ایم و حتی چاهائی را شاهد هستیم که بر روی قنات ها حفر کرده اند و باعث شده است که تمامی قناتها از جمله قنات حداده و قنات دریا جوش که مربوط به مالکین این
روستا بوده خشک شود (لازم بذکر است که قنات دریا جوش همانگونه که از اسمش پیداست آنقدر آب آن زیاد بوده که به آن لقب دریا جوش داده بودند ) و اکنون فقط بقایای آن مشهود است .
با حفر چاهای عمیق کم کم سطح آبهای زیرزمینی پائین و پائین تر رفته تا جائی که اکنون حفرچاههائی با عمق 225 متر کمتر از۵/۳اینچ آب دارد و آب آن از شوری زیاد میل به تلخی می زند و باعث شده بجز
درختان پسته بقیه درختان کاملا"خشک و لم یزرع گردد . و در حال حاضر تنها محصول باغی آن پسته و محصول زراعی آن که بسیار در حد ناچیزی می باشد و قابل ذکر نیز نمی باشد گندم و جو است که شاید
در مجموع از 1 تا 3 هکتار نیز تجاوز نکند ./
در قبل از اینکه این اتفاق بیفتد در سالهای قبل از سال 1360 که هنوز آثار مخرب چاها مشخص نشده بود و تازه داشت اثراتش را نشان می داد در زمان فصل میوه های فوق الذکر روزانه چند وانت از هر محصول به تهران و گرگان و مشهد ارسال می گردید و جمعیت ساکن در آن روستا بیش از 700 نفر یا 120 خانوار بصورت دائم بوده ولی متاسفانه به علت خشک شدن قنوات و چاها جوانان روستا به شهرها مهاجرت کرده اند و جوانان ساکن در روستا شاید کمتر از انگشتان دو دست باشد و جمعیت ساکن دائمی آن زیر 150 نفر و جمعیت غیر دائم آن بالای ۴۰۰۰ الی ۵000 نفر می باشد./
تولیدات دامی در خود روستا بسیار ناچیز می باشد فقط سه یا چهار خانواری هستند که گله دار میباشند و درخارج از روستا به چرای دامهایشان مشغولند ./
در این روستا ازتخم مرغ و گوشت گرفته تا هر نوع میوه بجز پسته وحتی سیب زمینی و پیاز و آرد از شهر به روستا آورده میشود./





